محمدحسن جواهری

محمد حسن جواهري، شاعر، نقاش و داستان نويس کودکان در سال 1334 در خانواده اي زحمتکش متولد شد. پدر و مادرش هر دو هنرمند و موسيقي شناس بودند و فرزند را از فضاي هنري خانواده بهره مند ساختند. وي فارغ التحصيل رشته اتومکانيک از انستيتوي تکنولوژي سمنان است.

جواهري با زمينه هاي ديگري همچون نقاش سياه قلم- مينياتور- هنرپيشگي، سناريو نويسي، طراحي صحنه و ترسيم آفيش صاحب تجربه است. وي سرودن شعر را در شيوه کلاسيک و نو- و نيز گويش سمناني دنبال مي کند.

جواهري در زمينه نقاشي کودکان مدتي با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان همکاري داشته است و در حال حاضر در امور هنري فرهنگ و ارشاد اسلامي طراحي و نقاشي و تدريس مي کند. برخي از آثار چاپ شده وي عبارتند از

يادگار گل سرخ (سرخه ولين ياديگار) مجموعه شعر به گويش سمناني 

نمايشنامه عروسکي (جوجه هاي آخر پائيز(

- بچه ها کي مي دونه؟ در زمينه آموزش رنگ به کودکان 

- ترانه هاي کوچه ساران (گويش سمناني) و چند آثار ديگر 

کتاب «واژه هاي سمناني» کار مشترک پرويز پژوم شريعتي و جواهري است. جواهري آثار ديگري هم دارد

در اينجا نمونه اي از اشعار وي را مي خوانيد

امروز 

پيشکش به دانش آموزان ايران 

در چشمت اي عزيز يک دشت آذرخش 

بر گونه هاي تو لبخند بسته نقش 

لبخند تو پر از احساس سبز پاک 

دنياي رويش است چون پرنيان خاک 

شيرين ترين نگاه از ديده تو جست 

آرام و دلنشين بر ديده ام نشست 

در قلب کوچکت پيوند و عاطفه ست 

پيوند ريشه با سبزينه هاي مست 

در خاطر زمين روزيست ماندني 

روزيست پر اميد، شعريست خواندني 

با هم به روي هم لبخند مي زنيم 

آينده را به حال پيوند مي زنيم 

چشمم به دست توست هر چند کوچکي 

آينده را بساز نيکي، مبارکي

 از مهر تو، عزيز! شرمنده توام 

بر پاکي ات قسم من زنده توام 

رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.